بنفشه......

سلام..........

 

در ميان سکوت شب... من پشت پنجره خاطراتم... دستان احساس٬ شعله ور در ميان رمز و راز شب.. ميگشايند ..پنجره خاطراتم..... قصه امشب ِمن...بنفشه ای است در باغچه ای سرد... خيره چشمان بنفشه٬ بر گوشه کنار باغچه... درختی تنومند..اما بی برگ... بادی سرد... دست بر خشکيده برگهای ِاين درخت می اندازد... برگها صدايی سرد دارند.... گوشه ای ديگر ..بوته ای ....گلهايی دارد ... شايد غنچه هايی دارد.. اما... پنهان کرده در انبوه خارهای سرد و خشمگينش... آنطرف تر بوته هايی ٬ بی غنچه.... بدون حتی يک شاخه از گل های رنگ به رنگ.... سر در گريبان...بر سردی ِ باغچه مینازند... شايد ديگر بنشه ها...ديگر بوته ها...ديگر گلهای رنگ به رنگ... از سردی طوفان کينه ها.... رنگ باخته اند...شايد...نهفته اند...ترانه های گلستان بهاری.. مهربانی های شبهای بارانی....  در تاريکی شب..... آخر باغچه ....ديگر از رنگ عشق بر خود نمی بالد...... اما...اما... بنفشه قصه بی قراری های من.... رنگين است.......عاشق است.... بر چهره مهربانش....اشکی از شبنم.... نشسته از سردی اين باغچه..از سردی اين لحظه های ِ گمگشته. بگذار قطره ای از بارانِ چشمانم... بنشانم ٬ بر آن گونه مهربانش...کنار همان شبنم بی قرارش.... بگذار من در آغوش بنفشه....بنفشه در آغوش من... سوار بر آرزوها..... ره به آسمان گذاريم..... خدايا.... من از گلستان مهربانی هايت... غنچه ها بر دل می نشانم.... بر باغ آرزو هايم.....

 

با تمام دل.................. بدروود.........

/ 95 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

بهانه ي عاشقي را كه به دستم داد قدرت پاهايم را گرفت تا ديگر راه نپيمايم... از آن او باشم... حالا و هوايم اين روزها شديد طوفاني است... ***** شاد زي مهربانم...

ميترا ( چشماي فرشته )

زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم اما اشک به من نياموخت که چگونه زندگي کنم سلام اقا مهران خسته نباشيد .ببخشيد اما بازم جمله آموزنده شما كه خيال اپ كردن نداريد .اپ كردم ( استعاره : يه سر بزن )راستی اگه ۳ دقیقه دیر تر وب لاگ من رو باز می کردید پست جدید رو می دیدید . فعلان

مهری

سلام ... تا یادم نرفته میخوام بهت بگم که به روزم

مهدی

خوب بود.ولی يه سووال چرا ۸۹ پيام نوشته؟؟

ماری

ای وای من! در آزادگی طعم اسارت چشیده ام!! دیروز و امروز واژه هایم سنگین ناشناخته تر ازهمیشه! ولحظه ها همچنان پیچیده در غبار! فاصله ام دورتر از خود از تو و دور دور دور از او!!!

نيلوفر ايرانی

تمام مزرعه از خوشه های گندم پر وهیچ دست تمنا دریغ سنبله هارا درو نخواهد کرد ... دروگرا همیشه پیش از درو ...درو شده اند ********************************** سلام چراغ خونتو کی روشن میکنی ؟؟؟؟

iman

سلام.دوست خوبم منتظر پست جديدت هستم.اميدوارم به زودی شاهد يه مطلب جالب ديگه ازت باشم واين که بازم سر می زنم!!!!!!

ميترا ( چشماي فرشته )

خوب گوش کردن را بياموز ، فرصتها گاه آهسته در ميزنند . سلام خسته نباشيد .ببخشيد اما بازم جمله آموزنده [چشمك] سلام خسته نباشيد . شما كه خيال اپ كردن نداريد .اپ كردم ( استعاره : يه سر بزن )راستی چرا پرشین بلاگ تو قسمت نظرات این قدر اذیت می کنه‌؟ فعلان[بدرود]

مرجان

سلام گلم خوبی چه خبرا ؟ چه می کنی با گرما ؟ عزيزم راستی منم اپ کردم تو کلبه يخی منتظرت می مونم باشه ... جاويدان باشی ای سپيده عشق فدای تو گل يخ يخ يخ

مهدی

هنوز شما به روز نکرديد.