آغوش آسمان...

سلام........

 

شبی آرام.... آسمانی ساکت.... دلی در تنهايی شب.... مهتابی روشن.... ترانه ای روی خط شب.... اشکی بر گونه سرد آرزو..... ........... مسافران آسمان شب... ستاره های رقصان بی قرارند.... آرزو هايم....... يک به يک....ستاره های اين آسمان ترانه سازند..... دل گمگشته در ميان خستگی ِ طوفان لحظه ها..... در ميان سکوت شب... در جستجوی تکه ای از جنس آسمان  ..... بر شانه تنهايی شب مينشيند... تا سحر ... تا شکوه آفتاب بر اوج آسمان... من چشم به راهم.... چشم بر آسمان... همان آغوش مهربان ستاره ها دارم........ ستاره  آرزوهايم..... آسمان بيا ... بگذار دست بر دامانت گذارم.... بگذار امشب٬ شبنم اشک را بر گونه مهربانت بنشانم.. بگذار دلم  به نرمی گذارم..   کنار عشق بی کرانت...... بر آن آغوش گرم مهربانت .... بگذار برگ برگ درخت قصه هايم  را به دست نسيمت سپارم. بگذار از  ترا نه هايم قطره ای بر چشمانت.... بر آن نگاه ساده بی کرانت.. بنشانم.....و بنشيند.. از باران چشمانت.......  بنفشه ای بر سينه شب .... تا بنشينم کنار نگاه مهربانش.... چشم بر بی کران گذارم....... خدايا... چشم بر بی کران می گذارم.....   بروود...........

/ 38 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آيناز

سلام مهران جان وبلاگ خوبی داری امیدوارم که موفق باشی خوشحال میشم به کلبه منم سر بزنی منتظرم یا حق

تينا

سلام دوست عزیز . ممنون که سر زدی . وبلاگ قشنگ و مطالب خوبی داری . موفق باشین . منتظرم . اگه میشه تبادل لینک داشته باشیم . گفته بودم اگر برگردی میبینی روی این پنجره ها اسم تو مونده قصه ی اومدنت باز منو تنها توی این تاریکی شبها نشونده بی تو موندن لحظه جبر منه صبر عیوب زمان سنج منه خونه بی تو خونه نیست قبر منه بیا تا اون روزای خوبم بیاد دست من گرمی دستاتو می خواد قهر تو جونمو آتیش میزنه قهر تو جونمو آتیش میزنه

گلبانگ سحر

فرزانه ای می گويد: ممکن است آدمی با داشتن ظاهری آرام و رفتاری کاملا معتدل باطنی پر از پليدی داشته باشد که از علل گوناگون مانند عقده ها و انحرافات مثل خودخواهی های بيمار گونه ناشی شود... تا کنون کردی چنين اکنون مکن تيره کردی آب از اين افزون مکن بر مشوران تا شود اين آب صاف واندر او بين ماه و اختر در طواف زان که مردم هست همچون آب جو چون شود تيره نبينی قعر او قعر جوهر گوهر است و پر ز در هين مکن تيره که هست آن صاف و حر جان مردم هست مانند هوا چون به گرد آميخت شد پرده سما مانع آيد او زديد آفتاب چون گه گذدش رفت شد صافی و ناب چون که غم بينی تو استغفار کن غم به امر خالق آمد کار کن

ساناز

سلام از شما یه خواهش دارم بهترین دوستم اقا محمد تصادف کرده بیمارستان بستری ترو خدا دعاش کنید که هر چه زودتر حالش خوب بشه مرسي باي

مهتاب

سلام...عابر كوچه درختي دل به سفر داده...نسيم ملايم زيارت از ديار مشهد آمده...من عابري از ديار خاك باران زده اينك چشم براه قدمهايتان بر خانه ي قلبم هستم...7 خرداد لمس خواهم كرد بال كبوتران عاشق رضا را....وميدانم كه هفته ي پرباري را خواهم داشت....بياييد و برايم دعا كنيد ...كه دست پر برگردم...من منتظر همه ي مهربانيتان مي مانم...مهتاب...عابري از كوچه درختي

مرجان

سلام دوست عزيز نمی دونم شما همان مهران هستی که به وب من اومديی و پيغام گذاشتيد يا نه چون ادرسی نداشتيد لطفا خبر بديد در ضمن وبتون زيباست موفق باشيد.........................

مهری

سلام ... اگه عاشقی یا قراره عاشق بشی زود بیا کارت دارم ....